[ پنج شنبه، 18 شهريور 1389 ]
تحریریه آدینه
مجله فرهنگی ،هنری عصر آدینه با هدف معرفی ادبیات و اندیشه مدرن راه اندازی شده ، تلاش تحریریه این مجله معطوف به انتشاره آثار شاعران و نویسندگان معاصر فارسی زبان و ترجمه آثار قلمی هنرمندان جهان است.

ادامه مطلب
چه کسی برای محسن نامجو به پا می خیزد!؟
مهدی موسوی میر کلائی-اين يادداشت زماني نوشته مي شود كه نامجو مدتي ست كه از ايران رفته و صحبت كردن در مورد آثارش اكنون با تامل بيشتري همراه خواهد بود زيرا روند عرضه ي آثارش در كشور قطع شده است .

ادامه مطلب
صدای خستگی را درآوردن(در مورد خواص نامجو بودن)
فرهاد حيدري گوران-از دستگاهي به دستگاهي رفت و سرانجام نت‌هاي شعري تماما تغزلي و آميخته به واژگان بدن را اجرا كرد؛ شعر صدا داشت، زير و بم داشت. خيس بود.

ادامه مطلب
در فاصله‌ی موسیقی با موسیقی،چند ایده درباره‌ی موسیقی محسن نامجو
امیر احمدی آریان-این نکته‌ای بسیار مهم است که محسن نامجو، یا هر کس دیگری که مثل او کار اصلی‌اش موسیقی است، شاعر محسوب نمی‌شود، وکلامی که خلق می‌کند تا با موسیقی‌اش بخواند نامش شعر نیست.

ادامه مطلب
محسن نامجو سارق هنری یا خواننده پیشرو!؟(بررسی آلبوم ترنج)
مانی محرابی-این مقال تنها به بررسی موسیقی آلبوم ترنج محسن نامجو می پردازد. این در حالیست که به گفته اکثر کارشناسان نقطه قوت آثار وی کلام است، نه موسیقی.

ادامه مطلب
برشی از حادثه محسن نامجو
محسن نامجو تنها يك شب در تورنتو كنسرت داشت اما اقامت حدودا يك هفته‌اي او در اين شهر باعث شده است كساني كه مي‌خواهند نگاهي از نزديك به اين پديده‌ي موسيقي ايران داشته باشند قدم به قدم او را در سراسر شهر دنبال كنند. باصطلاح "خاكي بودن" افراطي نامجو باعث شد در اين چند روز هر كس كه مي‌خواست دستي با نامجو داده باشد.

ادامه مطلب
انوار نقره ای پرده سینما در واژگان نوشتاری
گیتی:نگاه به کتاب «تاریخ نمایش فیلم در خوزستان » /با دوچرخه از «طوف شیرین» تا بازار مرکز شهر هفتکل، به تناوب بین پدر و عمو مرتضی تقسیم می شد تا اینکه یک شب پس از برگشت از سینما چون شب های دیگر نبودم منقلب شده بودم، سینما کار خودش را کرده بود فیلم «رسوا» .

ادامه مطلب
فیلم های کوتاهی که ندیده ایم
فرهاد پدوین: آدم ها میراث دار پیشینیان‌شان اند. هنرمندان هم همین‌طور. سینمای امروز بر ستون هایی که نسل های قبلی با آزمون و خطا و تجربه بنا کرده اند ایستاده.

ادامه مطلب
نگاهی به سینمای آزاد اهواز پیش از انقلاب
علینقی طاهری:سینمای آزاد تهران بعد از سه سال کوشش مداوم و پیگیر برای پیشرفت و گسترش سینمای غیر حرفه ای توانست در شهرستانها نفوذ کند و نخستین گروه سینمایی که توانست دوشادوش سینمای آزاد تهران حرکت کند – سینمای آزاد اهواز بود.

ادامه مطلب
پاره ای از رمان چاپ نشده مردگان جزیره موریس(نوشته فرهاد کشوری)
فرهاد کشوری در سال 1328در میانکوه آغاجاری به دنیا آمد. از سال 1350 تا 1359معلم روستا ها و دبیر دبیرستان های مسجد سلیمان بود و از سال های دهه شصت در پروژهای صنعتی شرکت های خصوصی مشغول کار است. از او تاکنون مجموعه داستان های متعددی به چاپ رسیده و یکی از داستان نویسان جدی جنوب محسوب می شود. کتاب های این داستان نویس نیز برنده جوایز ادبی معتبری در کشور شده اند .

ادامه مطلب
جهان راز آلود آقای داستان نویس و داستان نویسی خوزستان
گفتگو با کوروش اسدی؛فرزاد فرزین/من داستان نویسی هستم که در خوزستان به دنیا آمدم و ریشه داستان نویسی و گونه داستان نویسی مرا در آنجا می توانید جستجو کنید اگر همچنین سبک داستانی به نوع نگاه داستانی من که نگاه به جهانی متحول است با جریان ادبیات داستانی ایران حرکت می کند.

ادامه مطلب
گفتگو با آیدا سرکیسیان
آرش نصرت‌اللهي:از انبوه درهم­ دویده­ ی انسان و ماشین گذشتیم، از اهتزاز دودکش­های صنعتی. حرف از کتاب و کلمه بود. با مهرنوش نوروزنژاد؛ همسرم و خانم پرديس رفویي؛ يكي از دوستان ما و شعر شاملو، به‌راه افتاده بوديم به سمت كرج. وقتي به دربان دهكده گفتم به خانه‌ي شاملو مي‌رويم، تازه فهميدم كه در آستانه‌ي خانه‌ي بامدادم كه خود را به تاريكي اين سرزمين بخشيده است.

ادامه مطلب
بدل کاران جای ستارگان
علیرضا پنجه ای از شاعران حرفه ای دو دهه اخیر می باشد که با شعر تصویری و تلاش هایی که در جهت ایجاد کیفیت های تجربی در آثارش داشته شناخته شده است. او در این مصاحبه با پرداختن به بعضی زوایای تلاش شاعران دهه هفتاد به نکات مهمی در خصوص فرایند حرکت شاعران آن دهه اشاره کرده است.این مصاحبه را علی حسن زاده به انجام رسانده است.

۵۷۰۴۵
کل بازديد ها :
۴۹۷۲۷
بازديدهاي امسال :
۵۶۶۹
بازديدهاي اين ماه :
۱۸۷
بازديدهاي امروز :
۲
بينندگان کنوني :
در حال بارگذاری...
 
جزییات خبر
ستاره آرام

ادامه مطلب - ۱۱۸ بازدید

ادامه مطلب
برگردان:اسدالله امرائی- پریمو لوی داستان‌نویس و شیمیست ایتالیایی در سال 1919در تورین به دنیا آمد. در رشته شیمی درس خوانده و در برخی از آثارش رد شیمی و فیزیک نیز مشاهده می‌شود. در جریان جنگ جهانی دوم و به قدرت رسیدن بنیتو موسولینی در ایتالیا به ارتش مقاومت پیوست و پس از مدتی دستگیر شد. رمان معروف او جدول تناوبی عناصر نام دارد. او روزنامه نگار شاعر و داستان نویس زبردستی است. پریمو لوی در سال 1987 در زادگاه خود تورین در گذشت.

روزی روزگاری، در گوشه‌ای در کائنات بسیار دور از اینجا، ستاره‌ای آرام وجود داشت که با آرامش در بیکرانگی آسمان می‌گشت و در میان انبوهی از سیارات آرام که درباره‌شان حرفی برای گفتن نداریم احاطه شده بود. ستاره‌ای که بسیار بزرگ، بسیار گرم وبسیار سنگین بود:  مشکلات راوی از همین جا آغاز می‌شود. نوشته‌ایم «بسیار دور»، «بزرگ»، «گرم»، «عظیم»: استرالیا بسیار دور است، فیل بزرگ است و خانه بزرگتر، امروز صبح حمام گرمی گرفتم، اورست عظیم است. واضح است که در واژگان ما عیب و ایرادی هست.

 

چنانچه این داستان بنا بر ضرورت نوشته شود، باید جرات به خرج بدهيم و همه ي صفاتی را که در صدد برانگیختن شگفتی است حذف کنیم: اثر معکوسی بر جای مي گذارد و ‌ داستان را تضعیف مي كند. برای بحثی درباره ستار‌ه‌ها زبان ما قاصر و واژگان مضحك به نظر می‌رسد، انگار بخواهيم با پر زمين را شخم بزنيم. این زبانی ست که با ما متولد شده و برای وصف موضوعاتی مناسب است که کم و بیش در حد و اندازه خودمان باشد و به عمرمان قد دهد ؛ زباني  انسانی است. فراسوی ادراکمان نمی‌رود. تا دویست یا سیصد سال پیش کوچک به كنه مي گفتند؛ کوچکتر از ان چیزی نبود، در نتیجه صفتی نیز برای توصیف آن وجود نداشت. دریا و آسمان بزرگ بود، در حقیقت به یک اندازه بزرگ؛ آتش داغ بود.تا قرن سیزدهم برای ساختن واژه مناسب در زبان روزمره به منظور شمارش ارقام فراوان نیازی احساس نشده بود و با اندکی ابتکار میلیون ابداع شد. پس از مدتی به راحتي  ، میلیارد وضع شد، از آنجا که این واژه امروز در کشورهای مختلف ارزش هاي  متفاوتی دارد تعريف دقيقي به عمل نيامد.

حتی با صفات عالی هم به جايي نمی‌رسيم: یک برج بسیار بلند چند برابر بلندی یک برج مرتفع است؟ نمی‌توان امیدی به صفات عالی داراي معاني پنهان هم ماند، «بیکران»، «عظیم‌الجثه» و «شگفت‌آور»‌ جواب نمي دهد: در ارتباط با مواردی که در اینجا به آنها می‌پردازیم، این صفات به طرز مایوس‌کننده‌ای نامناسب به نظر مي رسد زیرا ستاره‌ي مورد نظر ده برابر خورشید ما، و خورشید «چندین» بار بزرگتر و سنگین‌تر از کره زمین ماست، اندازه ي آن تمامی ابعاد ما را در برمی‌گیرد و تنها می‌توان آن را با تلاشی سخت در ذهن مجسم کرد.یقیناً زبان زیبا و جزیی اعداد، الفبایی از توان‌های ده، وجود دارد اما از سویی دیگر ديگر داستان نخواهد بود، افسانه اي مي شود كه در آن هر یک از ما بازتابی دور از خود و از نسل انسان می‌یابیم.

 

این ستاره آرام قرارنبود چندان آرام باشد. شاید بیش از حد بزرگ بود: در زمان خلقت كه در باقي موجودات آفريده شدند ،به  میراثی بس عظيم دست یافته بود.یا شاید در قلبش عدم توازن یا عفونتي بود. همان گونه که برای ما هم پيش مي آيد. در میان ستارگان امري عادي است  هیدروژنی را که از آن تشکیل یافته‌اند بی‌صدا بسوزانند و انرژی را سخاوتمندانه به خلاء بفرستند و خودشان آب يروند تا آن زمان که به كوتوله ي سفيد بدل ‌شوند . ستاره مورد بحث گرچه، میلیاردها سال از تولدش گذشته بود و همراهانش كم و كمتر مي شدند از سرنوشت خویش راضی نبود و بی‌قرار شد تا آنجا که بی‌قراریش حتی بر ما که در فاصله‌ای بسیار دور و محدود به زندگی بس زودگذر هستیم پدیدار گشت.

 

 

 

 

منجمين عرب و چینی بر این بی‌قراری وقوف داشتند. اروپایی‌ها، نه: اروپایی‌های آن زمان که عصر کشمکش بود  اعتقاد راسخ داشتند که جهان ستارگان تغییر ناپذیر و ثابت است و در حقیقت الگو و ملکوت ثبات به حساب می اید،طوری که کوچکترین اشاره‌ای به تغییر را بیهوده و توهین‌آمیز می‌پنداشتند. هیچ تغییری در کار نیست ،به مفهوم مطلق کلمه اصلا وابدا. اما کاوشگر سخت‌کوش مسلمانی مسلح به چشمانی تیزبین، شکیبایی، تواضع و عشق به معرفت کردگار، پی برده بود که این ستاره ، ثابت نیست.سی‌سال ستاره را رصد کرده و دریافته بود که بین چهارمین و ششمین شش درخششی که قرن ها پیش یک یونانی مثل خودش مشتاق توصیف کرده بود نوسان می‌کند، او هم باور داشت رصد ستاره‌ها مسیری است که انسان را به دور دست خواهد برد.منجم مسلمان که تعلق خاطری به آن ستاره پیدا کرده بود: می‌خواست نشان خود را بر آن بگذارد، و در نوشته‌هایش آن را اللودره نامید که در گویش او «شخص دمدمی » معنا می‌دهد .اللودره نوسان می‌کرد، اما نه منظم: نه مثل آونگ ؛ بلکه شبیه آدمی سرگشته میان دو انتخاب . گاهی گردش  خود را یک سال گاه دو سال و برخی اوقات در طول پنج سال کامل می‌کرد و همیشه درخشش ششم نور آن رو به نقصان نمی گذاشت که آخرین رویت با چشم غیرمسلح بود: گاهی به  کل ناپدید می شد. مسلمان صبور تا پیش از مرگ هفت بار گردش آن را ثبت کرد: عمر درازی داشت، اما زندگی  بشردر مقایسه با عمر ستاره به طرز ترحم‌آمیزی کوتاه است، حتی اگر ستاره به نحوی عمل کند که سبب تردید در جاودانگی آن شود.

 

 

 

اللودره پس از مرگ منجم مسلمان با آن که به اسمی آراسته بود ،چندان توجهی جلب نکرد، زیرا ستاره‌های متغیر فراوانی وجود داشت . در سال 1750 آن ستاره در حد نقطه‌ای بود که با بهترین تلسکوپ‌های آن زمان هم به زحمت قابل رویت بود.اما در سال 1950 بیماریی که آن را از درون فرسوده می‌کرد به اوج خود رسید،خبری که تازه به ما رسیده و در اینجا برای دومین بار داستان ما به بحران بر می خورد: اکنون صفات نیستند که کم می آورند بلکه بیشتر خود حقایق هستند.هنوز اطلاع زیادی در باره  مرگ  و تجدید حیات پر عظمت ستاره‌ها نداریم. می‌دانیم که به دفعات، چیزی در مکانیسم اتمی هسته ستاره مشتعل می شود و سپس ستاره منفچر می شود نه در مقیاسی از میلیون‌ها و میلیاردها سال بلکه در عرض ساعت و دقیقه.می دانیم که این حوادث گوشه ای از دگرگونی‌هایی عظیم  که درآسمان اتفاق می افتد، اما تنها و تقریباً  چگونگی اش را درک می‌کنیم، نه چرایی اش را. به  چگونگی اش دلخوش خواهیم بود.

 

 

ستاره‌شناسی که از بخت بددر ساعت 10 روز 19 اکتبر 1950 خود را در مقابل یکی از سیارات خاموش اللودره یافت  به اصطلاح"با جفت چشم های خود"دید که خورشید آرامش  متورم می‌شود، نه کمی بلکه "خیلی" و مدت زیادی شاهد  نمایش باشکوه نبود . در کمتر از یک ربع ساعت مجبور شد  در برابر گرمای طاقت فرسای آن پناهگاهی بجوید که فایده ای هم نداشت . جدای از هر فرضیه‌ای که درباره ی اندازه و شکل این ستاره‌شناس در نظر بگیریم،باید بگوییم که او هم مانند ما از مولکول و اتم تشکیل شده و ظرف نیم ساعت از اظهارات او و همراهانش، اثری نمی ماند.

 

 

از این رو برای نتیجه‌گیری باید بنا را بر گواهی دیگری بگذاریم  که همان ادوات زمینی خودمان هستند ، که  همین حادثه را با همه ابعاد وحشتناک و عظیم ، به شکلی بسیار "ضعیف" ثبت کرد و به علاوه با سفری طولانی از میان گستره‌ی نور که اخبار را به ما می‌رساند،از سرعت آن هم کاسته شده بود. پس از یک ساعت دریاها و یخ‌های احتمالی  سیاره ای که دیگر خاموش نبود به جوش آمد؛ سه ساعت بعد، تخته سنگ‌های آن ذوب شده و کوه‌هایش به شکل گدازه به درون دره ها سرازیر شد.پس از ده ساعت، سیاره به بخار تبدیل شد، همراه با نتایج ظریف و خوشایندی که حاصل تلفیق بخت و ضرورت بود، چه‌بسا از راه آزمون و خطاهای بی‌شمار، به وقوع پیوسته بودند و به همراه شاعران و خردمندانی که شاید آسمان را بررسی کرده و کنجکاو شده که ارزش این همه روشنایی کوچک چیست و جوابی نیافته بودند. پاسخ آن بود.

 

 

پس از گذشت یک روز سطح ستاره به مدار دورترین سیاراتش رسیده بود و آسمان آن ها را عرصه ی هجومخود کرد و همراه با بقایای آرامش خود  موج متلاطمی از انرژی را که حامل اخبار فاجعه بود به هر سو می‌گسترانید.

 

 

رامون اسکوخیدو سی و چهار ساله بود و دو بچه ی شیرین داشت. با زنش رابطه ای پرتنش و پیچیده داشت : خودش  پرویی بود و زنش اتریشی الاصل ، گوشه‌گیر، متواضع و کاهل بود و زنش ، جاه‌طلب و مشتاق زندگی پر شر وشور اجتماعی بود. اما وقتی توی رصد‌خانه‌ای زندگی کنی که در ارتفاع بیست و نه هزار متری از سطح دریا قرار دارد و تا نزدیک ترین شهر یک ساعت با هواپیما راه است و با نزدیک ترین روستای سرخپوستان چهار کیلومتر  فاصله دارد و در تابستان پر از گرد و خاک و در زمستان هم از یخ پوشیده شده چه شر وشوری پیدا می شود؟

 

 

 

 

یودیت یک روز در میان با شوهرش قهر و آشتی بود،گاهی اوقات هم در آن واحد هر دو حس را داشت. از خرد شوهرش و مجموعه ی صدف هایش نفرت داشت، عاشق پدر بچه‌هایش بود. و مردی که هر روز در خوابگاه او بود. بر سر تفریح آخر هفته به توافقی شکننده رسیدند. عصر روز جمعه بود و با شعفی پر هیاهو برای گردش روز بعد آماده می‌شدند. یودیت و بچه‌ها سرگرم فراهم کردن تدارکات بودند؛ رامون به رصدخانه رفت تا شیشه‌ی عکاسی را برای شب آماده کند. صبح تلاش ‌کرد تا خود را از دست بچه‌ها خلاص کند که او را با سوال های مکرر کلافه می کردند. تا دریاچه چقدر راه است؟‍ هنوز یخ زده؟ قایق پلاستیکی یادش هست؟ به تاریکخانه رفت تا شیشه ی فیلم را ظاهر کند؛ آن را خشک کرد و در کنار شیشه ای گذاشت که هفت روز پیش گرفته بود. هر دو را زیر میکروسکوپ بررسی کرد: خوب، عین هم بودند؛ می‌توانست با خیال راحت برود. تردیدی به خود راه داد و با دقت بیشتری نگاه کرد، انگار اتفاق تازه ای افتاده بود اتفاق عمده ای نبود ، نقطه‌ای که به زحمت  محسوس بود و روی شیشه ی عکاسی قبلی وجود نداشت. معمولا  نود و نه درصد مواقع ذره‌ای از گرد و خاک است (محیط کار را نمی شود خیلی تمیز کرد) یا نقص میکروسکوپی  دوای ظهور است ؛ گذشته از این احتمال ضعیفی نیز وجود دارد که یک نواختر باشد، باید گزارشی قابل تایید فراهم کند. خداحافظ، تفریح. باید دو شب بعدی هم عکس بگیرد. به جودی و بچه‌ها چه بگوید؟

 

 

 

 

 


تاریخ خبر : ۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ ۱۶:۴۹
نویسنده : مدیر
زمینه : داستان جهان

ارسال نظر
نام و نام خانوادگي :

آدرس پست الکترونيکي :

آدرس وب سايت :

نظر شما :


 
ادامه مطلب
تهران به روايتِ يادمانده هايش
محمود معتقدي:خوانش« كوك تهران» سروده ي « مهرنوش قربانعلي»، انتشارات آهنگ دیگر،1388

ادامه مطلب
به مناسبت هشتاد و سومین سال تولد سیمین بهبهانی
سيمين بهبهانى، بانوى شعر ايران، ۸۳ ساله شد. سيمين بهبهانى در ۲۸ تيرماه ۱۳۰۶ خورشيدى در خانواده اى شعر پرور چشم به جهان گشود.

ادامه مطلب
اشعار سیمین بهبهانی از نگاه دیگران (به مناسبت سالگرد تولدشاعر)
جواد موسوی خوزستانی-گفتم به توان بی نهایت ــ توان N ام ــ دوست ات دارم. خندید. سیمین بهبهانی می تواند حتی در چنین روزگاری بخندد. در حالی که می دانم دلش پرخون است...»سیمین دانشور

ادامه مطلب
تمام آن‌چه می‌خواهید در‌باره «شاملو» بدانید
علی مسعودنیا: درباره کتاب «آثار‌شناسی توصیفی احمد شاملو» گرد‌آورندگان: مانی پارسا، بهرام معصومی، لیلا سلگی به کوشش: آیدا شاملو ناشر: چشمه شمارگان:1500 نسخه چاپ اول 1388 14000 تومان

ادامه مطلب
بارش مستطیل
اکبر اکسیر:نگاهی به رباعیات ایرج زبردست.

ادامه مطلب
داوری آثار رسیده به مرحله ایانی جایزه شعر نیما ادامه دارد
بیش از 80 درصد از کارهای مربوط به داوری آثار راهیافته به مرحله دوم جایزه انجام شده و در واقع از جمع 5 نفره داوران 4 نفر کار خود را انجام داده‌اند و یک نفر باقی مانده است که او هم به زودی نظر نهایی خود را درباره آثار مربوطه اعلام می‌کند.

ادامه مطلب
کيوان صميمی، بهمن احمدی امويی و مجيد توکلی را در يابيد، بيانيه جمعی از اعضای تحريريه ماهنامه توقيف شده مجله نامه
مجله نامه از مجلات فرهنگی فعال دهه هفتاد و سالهای ابتدائی دهه هشتاد بود، که اکثر علاقهمندان به ادبیات و شعر فارسی صفحات ادبی آن و ویژه نامه شعر این مجله را در خاطر دارند. اعضاء تحریریه این مجله طی بیانیه ای برای آزادی و روشن شدن وضعیت کیوان صمیمی مدیر مسئول و صاحب امتیاز این مجله و بهمن احمدی امويی و مجيد توکلی که در حال حاضر در اعتصاب خشک بسر می برند در خواست مساعدت کرده اند.

ادامه مطلب
بازگشت شمس لنگرودی از بندرگاه شاعران جهان
شمس لنگرودي اخيرا ميهمان ايراني جشنواره‌ي «صداي زنده‌ي شاعران مديترانه» در فرانسه بود كه به تازگي به ايران بازگشته است. اين جشنواره با حضور نزديك به 50 شاعر از كشورهاي اطراف درياي مديترانه، از اسپانيا و ايتاليا گرفته تا پرتغال و عراق برپا شد و در زمان برگزاري، هر روز از ساعت 10 صبح شاهد شعرخواني شاعراني از كشورهاي مختلف بود.

ادامه مطلب
محمد علی سپانلو خبر داد:
چاپ جديدي از ديوان رودكي با بيت‌هاي بازيافته

ادامه مطلب
دهمين سالگرد درگذشت شاملو به دلیل ممانعت نیروی انتظامی برگزار نشد
مراسم یادبود دهمین سالمرگ شاعر ملی احمد شاملو در شرايطي برگزار شد كه از همان ساعات ابتدايي؛ ماموران انتظامي قصد كنترل و جلوگيري از تجمع علاقمندان به اين شاعر را داشته و آنان را دعوت به ترك محل مي‌كردند.

ادامه مطلب
بیانیه جدید کانون نویسندگان ایران به مناسبت دهمین سال مرگ احمد شاملو
شاعري كه عشق مضمون اصلي آثار اوست، سراينده‌ي ستايش‌گرِ عشق به انسان، آزادي و عدالت اجتماعي. شاعري كه هماره ستيز بي‌امان با آزادي‌كُشي،‌ اختناق و سركوب جوهره‌ي كلام اوست، و ساليان خود همه به پاسداري از حرمتِ قلم و بيان سپري كرد.

ادامه مطلب
ویژه‌نامه داستان همشهری منتشر شد
ویژه نامه داستان از گروه مجلات همشهری با سردبیری نفیسه مرشد‌زاده به چاپ رسید.

ادامه مطلب
مهسا محبعلی کارگاه داستان نویسی برگزار می کند
کارگاه داستان‌نویسی مهسا محبعلی نویسنده و منتقد ادبی در فرهنگسرای ارسباران از هفته جاری شروع به کار می‌کند.

ادامه مطلب
نمايش "زندگي×3 " نوشته ياسمينا رضا به روي صحنه مي رود
نمايش "زندگي× 3 " نوشته ياسمينا رضا با ترجمه فتاح محمدی و به كارگرداني محمد حسين ميربابا در تالار محراب به روي صحنه مي رود

ادامه مطلب
سایت تاسیان به صورت چهار زبانه و در ظاهر جدید منتشر شد
شماره جدید تاسیان با سر مقاله بتول عزیزپور و آثاری از شاعران زن ایرانی منتشر شد.

ادامه مطلب
لیست پر فروش های بازار کتاب
در گفت‌وگو با كتاب‌فروش‌ها وقتي از آن‌ها ليست كتاب‌هاي پرفروش را مي‌خواهي، بيش از هرچيز از فروش اندك كتاب و بي‌رونقي بازار آن گله دارند،

ادامه مطلب
شمس: حافظ رفته پیش مولوی!
پوریا سوری-گزارشی از رویداد های فرهنگی تیرماه

نظر شما در خصوص کیفیت مجلات ادبی اینترنتی چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف