ادامه مطلب - ۱۱۶ بازدید
اين
يادداشت زماني نوشته مي شود كه نامجو مدتي ست كه از ايران رفته و صحبت كردن در
مورد آثارش اكنون با تامل بيشتري همراه خواهد بود زيرا روند عرضه ي آثارش در كشور قطع شده است و ما تنها در رابطه
با آن آثاري صحبت مي كنيم كه از او در مدت حضورش در كشور شنيده ايم . در اين مجال سعي نمي كنم دلايل خروج او را بر
شمرم . بلكه نگاهي گذرا به آثار او در زمان حضورش در كشور دارم . گر چه اين خروج ممكن است به ضرر او و
مخاطبانش تمام شده باشد . چرا كه داشته هاي ذهني ما حاكي از اين است كه اين سالها
مخاطبان داخلي و خارجي فارسي زبان بيشتر به سمت آثار توليد شده ي داخل كشور مي
روند و به واسطه ي توليد انبوه و متنوع موسيقي در كشور، بازار موسيقي لس آنجلسي
كمي سرد و كساد شده است . به واسطه ي اين مسئله پيش بيني مي كنيم اگر نامجو در
اتريش آلبومي توليد كند با مخاطب كمتري نسبت به زمان حضورش در ايران مواجه خواهد
شد البته او مي گويد : مخاطبان خارجي هم
از سازهاي ايراني لذت مي برند و آنجا هم شنونده دارد . بارها ديده ايم خواننده ي پرطرفدار و
مردمي به دليل اختلاف با شوراي شعر و موسيقي و يا دلايل شخصي از ايران مي رود در
حالي كه اميدوار است در آينده با آزادي بيشتري به فعاليت بپردازد او غافل است از
اين كه رقابت فشرده ي بازار موزيك پاپ در كشور اجازه ي ورود آثار خارجي را به اين
دايره نمي دهد ، اين مساله باعث مي شود كه نه تنها اثر جديد آن موزيسين با استقبال
رو به رو نمي شود بلكه شهرت سابقش نيز به خطر مي افتد . به هر حال آنچه كه مشخص است اين است كه عموم مخاطبان نامجو
كساني هستند كه اشعارش را مي فهمند و البته اين افراد مخاطبان واقعي او را شامل مي
شوند . در ادامه حتماً به اين موضوع خواهم پرداخت كه مخاطبان نامجو چه طيفي از
افراد هستند .
نامجوي
زير زميني
آثار
اين موزيسين هميشه با خودش صفت زير زميني را همراه داشته است ، در اين مورد بايد
بگويم شكل و طراحي قطعه هايش به ترتيبي بود كه امكان دريافت مجوز با وجود سياستهاي
عمومي پيرامون اعطاي مجوز كمي دور از ذهن به نظر مي رسيد . در اين ميان تنها آلبوم
ترنج توانست از اين مرز عبور كند و خود را به عنوان يك اثر رسمي به دست مخاطبان
برساند گرچه آن هم بعد از مدتي دليل
اختلافاتي بين حوزه ي هنري و ارشاد گرديد . گويا حوزه هنري مجوز آن را صادر كرده
بود و ارشاد آن مجوز را معتبر نمي دانست . (1)
با
وجود اينكه او خود معتقد است اگر ترانه هايش با اعطاي مجوز روبه رو مي شد ، خصلت
هاي زيرزميني را كنار مي گذاشت و شروع به ساخت آثاري متناسب با احوالات جامعه مي
كرد اما من فكر مي كنم اين شكل موسيقي و شيوه ي برخورد اين چنيني با موزيك محصول
نگرشي زير زميني ست . روشن تر اينكه اين موسيقي نامجو زاده ي فعاليت هاي زيرزميني و خاص
است و اگر روزي اين ها مجوز هم بگيرد ، شايد خواننده و آهنگساز سراغ فضا هايي ديگر
رود كه متفاوت تر است . او همچنين مي گويد اين آلبومها كه از او وارد بازار شده در
حقيقت مجموعه قطعه هايي بوده كه لو رفته است و بعد به صورت آلبوم مجزا پخش شده ، يعني
در اين ميان او هيچ دخالتي در چيدمان قطعات و پخش آنها نداشته است . در اين جا اين سوال مطرح مي شود اصلاً براي چه
اين ترك ها ساخته شده است ؟ اگر قرار نبود
پخش شود ! هنرمند در زمان آفرينش يك اثر هنري به چه چيز فكر مي كند ؟ به اينكه آن
اثر را نبايد خلق كند ؟ يا اينكه بعد از خلق آن را از بين ببرد ؟ اين ها كمي دور
از ذهن است .
كلكسيوني
از سبكها
در
مورد اينكه تا امروز نامجو چه سبكي را دنبال كرده و مي كند بايد بگويم دو رويكرد
وجود دارد ، رويكرد ابتدايي معتقد است او فضاهاي مختلف را در موسيقي تلفيق مي كند
، اين اعم است از تلفيق بين فضاهاي داخلي و خارجي به طور مثال : راك را با بلوز و
يا پاپ مي آميزد و ممكن است در حالي كه از سازهاي سنتي مثل سه تار و سنتور استفاده
مي كند از سازهاي غربي مثل گيتار باس و درام هم استفاده كند . در بسياري از آثار نامجو شاهديم گوشه هايي
از موسيقي محلي با سازها و تنظيم غربي عرضه مي شود و اين باعث مي شود مخاطب نوعي
تفاوت را بين اين قطعات و قطعات معمول ببيند وقتي اين ها نه پاپ است و نه راك و نه
مي توان آن را در حوزه ي موسيقي مقامي گنجاند.
رويكرد
دوم در رابطه با سبك موسيقي نامجو خارج شدن از دستگاه هاي آوازيست كه منجر به
ابداع فضايي (سبك) جديد مي شود ، بارها از اساتيد برجسته ي حوزه ي موسيقي سنتي در رابطه با ناجو پرسيده
ام و آنها گفته اند خارج از دستگاه هاي آوازي مي خواند .
البته
اين تلفيق، اين هنجار گريزي ها و اين روش بينابيني كه در آثارش وجود دارد رنگ و
بويي شخصي و خاص به آثارش بخشيده است. به
طوري كه اگر امروز شخصي رويكرد هاي دوگانه و تلفيقي را در موزيك ايراني تجربه كند
به نامجويي بودن و يا دنباله روي از او محكوم مي شود .
شعر
بهتر است يا موزيك ؟
كلام
در موسيقي نامجو بسيار قابل اتكاست ، او از اشعار شاعران به نام تاريخ ادبيات اين مرزو بوم از جمله مولانا ،
حافظ ، شاملو و براهني استفاده مي كند . انتخاب اشعارش نشان دهنده ي اين است كه
شعر را مي شناسد و در بسياري از آثارش كه به صورت بداهه خوانده است متن هايي را
شاهد هستيم كه داراي تخيل ، عاطفه و تكنيك هاي شعري هستند . از اين سروده ها هم مي
توان به ميزان شناخت و تسلط او بر شعر فارسي پي برد . در جايي خواندم كه او گفته
بود كلام در آثارم برجسته است زيرا آن قطعات هنوز كامل نشده بود و قرار بود لايه
هاي متعددي بر آن افزوده شود اما قبل از كامل شدن لو رفت و اين باعث شد كه شعر هاي
كامل به همراه موسيقي ناقص عرضه شود به اين دليل است كه شعرها بيشتر به چشم مي آيد
.(2)
اين
نقص در تنظيم باعث شده است قطعات نامجو مخاطبان زيادي در بين شعرا و مخصوصا ًشعراي آوانگارد (پيشرو)
داشته باشد . زيرا آنها در خيالاتشان موزيسيني را دوست دارند كه به شعر اهميت مي دهد
اين در حاليست كه اگر قطعه ي تكميل شده به دستشان مي رسيد ممكن بود نظر ديگري
داشته باشند . چرا كه فرم كلام در آثار نامجو عموماًفرم موسيقياييست و او متناسب
با فضاي موزيك كلام را شكل مي دهد . اين را مي توان از وارد كردن آواها به ترانه
هايش و همين طور قطع كردن شعر آن جايي كه موسيقي حكم مي كند دريافت . ما بسيار
ديده ايم او كلام را فداي موسيقي كرده است .
ضمناً
اين هنجار گريزي ها از بطن روح او بيرون مي خزد و اگر برخوردي غير متعارف با اشعار
مولانا دارد اين هم زاده ي روح هنجار گريز اوست و همين طور بر آمده از شوريدگي
اشعار مولاي روم . ما در بسياري از آثار اين چنيني ديده ايم فضاي غير متعارف به
ذات و روح مولف آن نمي آيد و تنها به واسطه ي خلق اثري جديد و يا اينكه قرار بوده
شكل ديگري بنويسد و يا خلق كند وارد اين دايره شده است . اما در مورد نامجو بايد
گفت اگر شكل ديگري مي بود براي ما عجيب و غير واقعي مي نمود .
امان
از طب نامجو
اينكه
نوع خاصي از موزيك در برهه اي فراگير شود و يا خواننده اي در ماركت حضوري انحصاري
و فعال داشته باشد چيز عجيبي نيست ، اما خواننده ي خوش شانس كسيست كه شنيدن آثارش
به يك مد تبديل شود . آنوقت هر جا مي رويم رد پايي از آثار اين هنرمند وجود دارد
گرچه ضعف هاي زيادي داشته باشد ، در اين صورت هر كس به آن گوش نكند از قافله عقب
مانده است چرا كه همه جا بحث بر سر اخبار حاصل از آن است . البته اين را هم بايد
در نظر بگيريم كه پتانسيل هاي دروني موزيك نامجو و همين طور ايدئولوژي پنهان در آثارش دليل اصلي استقبال مخاطبان بوده اما
نامجو توانست قشر خاصي كه تعدادش هم كم نبود با موزيك ايراني آشتي دهد قشري كه تا
آنروز بيشتر موزيك هاي راك و بلوز غربي را دنبال مي كرد و موزيك ايراني را(هرچند
به غلط) موزيكي سطحي و تكراري مي دانست اكنون با نمونه اي خاص و كشف نشده رو به رو
بود . در رابطه با مخاطبان نامجو نيز بايد بگويم عموماً شاعران و مخاطبان حرفه اي شعر بودند و اين به آن علت بود
كه شعر هاي اجرا شده توسط نامجو عميق بود و لايه هاي پنهاني در پس خود داشت . اين
لايه هاي پنهان و اين هنر تركيبي و همين طور بي پردگي در گفتار شايد ما را با اين
واقعيت رو به رو كند كه با يك هنر فرا مدرن رو به رو هستيم ، چرا كه پاپ ، كانتري
، هيپ هاپ ، دنس و ... زاده ي جهان مدرن هستند
و مخاطبان موزيك بسيار مشتاقند بداند موزيسين هزاره ي سوم چه بر سر ميز مي گذارد ؟ البته موزيسين هم مشتاقانه در پي اين است بداند شما چه غذايي را
دوست داريد ؟
مهدي موسوي میرکلائی / پاييز 87
پا
نوشت :
- روزنامه كيهان - سه
شنبه 3 مهر 1386 - سال شصت و چهارم
-شماره 18908
- هفته نامه شهروند
امروز - يكشنبه 18 آذر 1386 – شماره 28– صفحه 61