ادامه مطلب - ۶۳ بازدید
آدم
ها میراث دار پیشینیانشان اند. هنرمندان هم همینطور. سینمای امروز بر ستون هایی
که نسل های قبلی با آزمون و خطا و تجربه بنا کرده اند ایستاده، و خود نیز برای نسل
های بعدی همان گونه ستون می سازد. فیلم کوتاه تجربی ترین نوع سینماست. فیلم کوتاه
را اصلا عده ای سینمای تجربه و همین آزمون و خطا کردن می دانند. فیلم کوتاه صنعت
نیست که بتوان شکل متعارفی از آن را شناسایی کرد و دیگر انواع را در برابر آن
تجربی دانست. ذاتش با تجربه گرایی همراه است، مسلم است تجربه ها هم چراغ راه
آیندگان اند.
بچه های هم نسل و هم سن و سال من، فرزندان
تصویرند. تصویر زیاد دیده اند و آن قدر از آن اشباع شده اند که دیگر مثل نسل های
قبلتر فقط از دیدن تصویر متحرک ( به هر طریقی و هر شکلی ) هیجان زده نمی شوند.
نمی دانم بچه های ده سال دیگر چقدر قرار است بیشتر از ما تصویر ببینند. شاید آن
موقع تلویزیون های بزرگ شهری، که همین الان هم کم کم دارد سر و کله شان این طرف و
آن طرف پیدا می شود، آن قدر زیاد شوند که در خیابان تفاوت بین تصویر واقعی از
اطرافت با تصویر مجازی تلویزیون های بزرگ ( و لابد بسیار با کیفیت ده سال بعد ) را
سخت بتوانی تشخیص دهی. ما تصویر زیاد دیده ایم، اما حسرت دیدن یک سری تصاویر همیشه
در دلمان خواهد ماند. احتمالا نه یوتیوب و بیت تورنت و ماهواره و تلویزیون و دی وی
دی و بلو ری، هیچ کدام نمی توانند این تصاویر را برایمان زنده کنند. تصویری که از
دست رفته برگشتنی نیست. کاش تصاویر هم به طور جدی میراث ملی خوانده می شدند (
همچنان که در هر جای دیگر دنیا هستند ). چند وقت پیش قسمتی از سریال قصه های تابهتا
( زی زی گولوی خودمان ) را دیدم. تصاویر دارند از بین می روند. تصاویری که متعلق
به همین ده پانزده سال پیش هستند.
در این شماره احتمالا با تاریخ سینمای کوتاه
خوزستان در پیش از انقلاب آشنا خواهید شد. سینمایی که همیشه موفقیتش و افتخاراتش
را بر سر ما بر و بچه های امروز سینمای کوتاه خوزستان کوبیده اند. درست مثل وقتی
است که پسرخاله ات درس خوان تر و بهتر (!) از تو بوده و مدام بر سرت می کوبیدنش!
تا اینجا مشکلی نیست. قضیه این است که هیچ مدرک و کارنامه ای از آن پسرخاله قدیمی
وجود ندارد. البته اگر چند خط نوشته و چند لوح تقدیر و تندیس کشوری و بین المللی
را مدرک ندانیم. مدرک خود فیلم هایند، که فیلمسازان شان هم نسخه ای از آن ها
ندارند. میراث مان تعدادی نام و خلاصه داستان و تعریف و به به و چه چه زبانی است،
بدون اینکه بدانیم و ببینیم این میراث چقدر با آنچه امروز از سینما می دانیم و
دیده ایم قرابت دارد. بدون آنکه بدانیم چقدر از نوآوری هایی که هنرجویان امروز
فیلم کوتاه در سرشان دارند، سی چهل سال پیش در سر این (( پسر خاله ها )) بوده اند.
مثل این می ماند که بدانی غارنشینان موفق به پرواز شده اند. اما ندانی با چه،
چطور، و تا چه حد!
این (( حد )) همیشه برایم مسئله بوده است.
اینکه سینمای آزادی های اهواز ( چه اسم با مسمایی، سینمای آزاد ) تجربه گرایی شان
تا چه حد بوده و استفاده شان از زبان سینما چقدر در زمان خودش بدیع بوده و چقدر
الان هم می توان از آن آموخت. سینما که خلاصه داستانی چند خطی نیست که بتوان با
تعریف آن فیلم را (( تماشا شده )) پنداشت. مسئله البته از این هم پیچیده تر و
تراژیک تر است! قدیمیان مان می گویند بر بچه های سینمای آزاد آن زمان ( و بعدتر
سینمای جوان آن زمان ) می توانستند تشخیص دهند فلان فیلم متعلق به سینمای آزاد
اهواز است، یا مثلا مشهد یا خرم آباد یا ... . ادعای کمی نیست. ادعای داشتن ((کلاس
اهواز)) یا ((کلاس مشهد)) خیلی دل و جرات می خواهد. این یعنی سینماگران آزاد
اهوازی به کمالی ( نسبی البته! ) دست پیدا کرده بودند و استفاده شان از زبان سینما
بومی شده ی خودشان بود. تشخیص درستی و غلطی یا اغراق و واقع گرایی آن برای ما الان
مقدور نیست. این طور لااقل می توانستیم سرمان را بالا بگیریم و جواب دهیم. می
توانستیم از نقد فیلم هایشان به نقد نسل شان برسیم، همچنان که آن ها می رسند!
فیلم های مورد استفاده فیلمسازان کوتاه را هشت
میلی متری می گفتند. فیلمی که برخلاف 16 و 35 میلی متری نگاتیو نبود که از روی آن
پوزیتیو های مختلف چاپ کنند و در کل یک نسخه بود. همان نسخه ای که در دوربین کوچک
هشت میلی متری استفاده می شد و همان نسخه ای که بعد به جشنواره ها ارسال می شد. یک
(( تک نسخه )) که امکان کپی از روی آن هم وجود نداشت. این تک بودن و یگانه بودن،
به نظرم ویژگی سینمای هشت بود. شاید حتی تاثیر زیبایی شناختی خاصی هم بر فرم و
ساختار فیلم بر جای نهاده بود. شاید حتی فیلمساز و عوامل، با آگاهی از اینکه محصول
کارشان تنها یک نسخه بیشتر نیست به درک فلسفی خاصی از کار و حتی جهان بینی خاصی
رسیده بودند. هزار شاید دیگر که برای ما بر و بچه های نسل فیلم دیجیتال و کامپیوتر
و تکثیر گسترده، که دیگر سینمای آزاد هم نداریم، هیچگاه به درستی به پاسخ آن
نخواهیم رسید.