[ پنج شنبه، 18 شهريور 1389 ]
تحریریه آدینه
مجله فرهنگی ،هنری عصر آدینه با هدف معرفی ادبیات و اندیشه مدرن راه اندازی شده ، تلاش تحریریه این مجله معطوف به انتشاره آثار شاعران و نویسندگان معاصر فارسی زبان و ترجمه آثار قلمی هنرمندان جهان است.

ادامه مطلب
چه کسی برای محسن نامجو به پا می خیزد!؟
مهدی موسوی میر کلائی-اين يادداشت زماني نوشته مي شود كه نامجو مدتي ست كه از ايران رفته و صحبت كردن در مورد آثارش اكنون با تامل بيشتري همراه خواهد بود زيرا روند عرضه ي آثارش در كشور قطع شده است .

ادامه مطلب
صدای خستگی را درآوردن(در مورد خواص نامجو بودن)
فرهاد حيدري گوران-از دستگاهي به دستگاهي رفت و سرانجام نت‌هاي شعري تماما تغزلي و آميخته به واژگان بدن را اجرا كرد؛ شعر صدا داشت، زير و بم داشت. خيس بود.

ادامه مطلب
در فاصله‌ی موسیقی با موسیقی،چند ایده درباره‌ی موسیقی محسن نامجو
امیر احمدی آریان-این نکته‌ای بسیار مهم است که محسن نامجو، یا هر کس دیگری که مثل او کار اصلی‌اش موسیقی است، شاعر محسوب نمی‌شود، وکلامی که خلق می‌کند تا با موسیقی‌اش بخواند نامش شعر نیست.

ادامه مطلب
محسن نامجو سارق هنری یا خواننده پیشرو!؟(بررسی آلبوم ترنج)
مانی محرابی-این مقال تنها به بررسی موسیقی آلبوم ترنج محسن نامجو می پردازد. این در حالیست که به گفته اکثر کارشناسان نقطه قوت آثار وی کلام است، نه موسیقی.

ادامه مطلب
برشی از حادثه محسن نامجو
محسن نامجو تنها يك شب در تورنتو كنسرت داشت اما اقامت حدودا يك هفته‌اي او در اين شهر باعث شده است كساني كه مي‌خواهند نگاهي از نزديك به اين پديده‌ي موسيقي ايران داشته باشند قدم به قدم او را در سراسر شهر دنبال كنند. باصطلاح "خاكي بودن" افراطي نامجو باعث شد در اين چند روز هر كس كه مي‌خواست دستي با نامجو داده باشد.

ادامه مطلب
انوار نقره ای پرده سینما در واژگان نوشتاری
گیتی:نگاه به کتاب «تاریخ نمایش فیلم در خوزستان » /با دوچرخه از «طوف شیرین» تا بازار مرکز شهر هفتکل، به تناوب بین پدر و عمو مرتضی تقسیم می شد تا اینکه یک شب پس از برگشت از سینما چون شب های دیگر نبودم منقلب شده بودم، سینما کار خودش را کرده بود فیلم «رسوا» .

ادامه مطلب
فیلم های کوتاهی که ندیده ایم
فرهاد پدوین: آدم ها میراث دار پیشینیان‌شان اند. هنرمندان هم همین‌طور. سینمای امروز بر ستون هایی که نسل های قبلی با آزمون و خطا و تجربه بنا کرده اند ایستاده.

ادامه مطلب
نگاهی به سینمای آزاد اهواز پیش از انقلاب
علینقی طاهری:سینمای آزاد تهران بعد از سه سال کوشش مداوم و پیگیر برای پیشرفت و گسترش سینمای غیر حرفه ای توانست در شهرستانها نفوذ کند و نخستین گروه سینمایی که توانست دوشادوش سینمای آزاد تهران حرکت کند – سینمای آزاد اهواز بود.

ادامه مطلب
پاره ای از رمان چاپ نشده مردگان جزیره موریس(نوشته فرهاد کشوری)
فرهاد کشوری در سال 1328در میانکوه آغاجاری به دنیا آمد. از سال 1350 تا 1359معلم روستا ها و دبیر دبیرستان های مسجد سلیمان بود و از سال های دهه شصت در پروژهای صنعتی شرکت های خصوصی مشغول کار است. از او تاکنون مجموعه داستان های متعددی به چاپ رسیده و یکی از داستان نویسان جدی جنوب محسوب می شود. کتاب های این داستان نویس نیز برنده جوایز ادبی معتبری در کشور شده اند .

ادامه مطلب
جهان راز آلود آقای داستان نویس و داستان نویسی خوزستان
گفتگو با کوروش اسدی؛فرزاد فرزین/من داستان نویسی هستم که در خوزستان به دنیا آمدم و ریشه داستان نویسی و گونه داستان نویسی مرا در آنجا می توانید جستجو کنید اگر همچنین سبک داستانی به نوع نگاه داستانی من که نگاه به جهانی متحول است با جریان ادبیات داستانی ایران حرکت می کند.

ادامه مطلب
گفتگو با آیدا سرکیسیان
آرش نصرت‌اللهي:از انبوه درهم­ دویده­ ی انسان و ماشین گذشتیم، از اهتزاز دودکش­های صنعتی. حرف از کتاب و کلمه بود. با مهرنوش نوروزنژاد؛ همسرم و خانم پرديس رفویي؛ يكي از دوستان ما و شعر شاملو، به‌راه افتاده بوديم به سمت كرج. وقتي به دربان دهكده گفتم به خانه‌ي شاملو مي‌رويم، تازه فهميدم كه در آستانه‌ي خانه‌ي بامدادم كه خود را به تاريكي اين سرزمين بخشيده است.

ادامه مطلب
بدل کاران جای ستارگان
علیرضا پنجه ای از شاعران حرفه ای دو دهه اخیر می باشد که با شعر تصویری و تلاش هایی که در جهت ایجاد کیفیت های تجربی در آثارش داشته شناخته شده است. او در این مصاحبه با پرداختن به بعضی زوایای تلاش شاعران دهه هفتاد به نکات مهمی در خصوص فرایند حرکت شاعران آن دهه اشاره کرده است.این مصاحبه را علی حسن زاده به انجام رسانده است.

۵۷۰۳۸
کل بازديد ها :
۴۹۷۲۰
بازديدهاي امسال :
۵۶۶۲
بازديدهاي اين ماه :
۱۸۰
بازديدهاي امروز :
۱
بينندگان کنوني :
در حال بارگذاری...
 
جزییات خبر
روزهای تابستان

ادامه مطلب - ۸۲ بازدید

ادامه مطلب
برگردان:علیرضا کیوانی نژاد/درباره­ی نویسنده:«نسیبو موانوکوزی» نویسنده­ای گینه­ای است از قاره­ی سیاه آفریقا. بیشتر فعالیت ادبی­اش را روی نوشتن داستان کوتاه متمرکز کرده و تا کنون آثار زیادی را در نشریات ادبی این قاره و بعد، کشورهای غربی به چاپ رسانده است. او ضمنا نوازنده­ی ساز «درام» هم هست و موسیقی را نیز به صورت حرفه­ای دنبال می­کند. وی گروهی هم دارد که در کشورهای مختلف، در اجرای برنامه یاری­اش می­کنند.
خورشید طلوع کرده بود. در حالیکه تو رختخوابم پهلو به پهلو می­شدم نور خفیفی از پنجره­ی نیمه باز اتاقم روی چشمان خواب آلودم می­تابید. ایستادم و بدنم را مثل گربه کش و قوسی دادم تا روحِ شب را بترسانم و از خودم دور کنم، اما استخوانهایم به طرز عجیبی صدا کرد و لرزیدم. یک صندلی قرمز کنار تخت بود و طوری روی آن خم شدم که نتوانستم تعادلم را حفظ کنم. رادیو هنوز روشن بود و فضای اتاق سرشار از صدای گوینده­ای که گزارش هواشناسی را با شور و شوق می­خواند. می­گفت تمام روز، هوا آفتابی خواهد بود و آسمان هم رفته رفته آبی وصاف می­شود. رادیو تمام شب روشن مانده بود و به خواب عمیقی فرورفتم. رویایی عمیق که تجسم آن غیر ممکن بود من را بلعید.

یک آن، مرگ را تجسم کردم. دست­های پنهانی مرگ ذره ذره در من رسوخ کردند. دستهایش نزدیک و نزدیک تر شدند ­و گردنم را طوری گرفتند که احساس تهوع کردم. دلم به هم می­خورد. سعی کردم جلو خودم را بگیرم تا بروم به طرف کاسه­ي دستشویی که گوشه­ی اتاق کوچکم بود. یک لیوانِ ­نصفه را زود برداشتم و سر کشیدم و آب، لاجرعه از گلویم رفت پایین. بعد شیر آب را باز کردم تا قبل از این که سرم را بشویم و مغز سرم خنک شود، آبش خنک شود. توانستم صدای گوینده­ را بشنوم که می­گفت ، نسیم ملایمی در حال وزیدن است و دریا هم در اکثر دقایق روز آرام خواهد ماند.

بیرون، رو درخت ها، بین صدای دیوانه کننده­ی عبور ترامواها و ماشین­ها که در خیابان تردد داشتند پرنده­ها مشغول خواندن بودند. یک آن به ذهنم رسید مردم می­روند سر کار. بعد آرام در حالی که انگار از خلسه بیرون می­آمدم افکار یک روز جدید به ذهنم آمد. روزی که در کمین بود و می­توانست مرگی در پی داشته باشد؛ یک مکاشفه. مرگ در خیابان­ها بود و کسی به آن توجهی نداشت، برای این که به نظر می رسید، هیچ کس، دیگری را نمی­شناسد. هنوز هم انگار همه در خیابان قدم می­زنند؛ این خیابان­های غرق در سکوتی که عظمتشان را می شود فقط با خود مرگ اندازه گرفت.

سرم هنوز خیس بود و به طرف رختخوابم رفتم و روش نشستم. تخت­خوابم غژغژ می­کرد و رو تختی کهنه صورتی­اش را انداختم زمین و به سقوط آرامش رو کف اتاق نگاه کردم. حالا پرنده­ها با صدای بلندتری آواز می­خواندند و من توانستم به سختی صدای زنی را بشنوم که فرزندش را صدا می­زد. از پنجره بیرون را نگاه کردم. آسمان آبی بود با تکه ابرهای سفید که آرام در حرکت بودند. دودکش آجر قرمز همان­ جا بود، مثل همیشه. دیوارهای زهوار در رفته­اش بلندتر از بقیه­ی ساختمان­های اطراف بود. دودکش در پهنای آسمان آبی به خوبی دیده می­شد. شبیه بنای یاد بود سوت و کوری بود که خودش را از محیط اطراف متمایز می­کرد. پشت سرش تپه­ی سبزی دیدم که انگار محل برپایی یک اردو بود. سمت غربی تپه، ردیفی از خانه­های چوبی سفید  با سقف­های قرمز دیدم. خانه­هایی که بخشی از آن­ها پشت درخت­های کاج مخفی شده بود.

از طبقه­ی پنجم که اتاقم در آن بود توانستم بخش بیشتری ­از شهر را ببینم با خطوط راه آهن که با بی نظمی از یکدیگر عبور کرده بودند. صبحِ شلوغی در ایستگاه بود. قطاری داشت تغییر مسیر می­داد و یکی از کارگرها مشغول راهنمایی راننده بود. کارگری که شلوار مکانیکی آبی پوشیده و کلاه لبه­دار قرمز سرش بود، پرچم زردی را حمل می­کرد که با آن به راننده­ی قطار علامت می­داد. توی دست راستش میله­ی آهنی محکمی نگه داشته بود که از آن فاصله­ی دور به اسلحه ای می­مانست که می­توانست هر کسی را با کوچکترین ضربه از پا در آورد. توانستم او را از پنجره ببینم و حرکاتش را دنبال کنم. آپارتمان قدیمی­ای که من در آن اقامت داشتم  فاصله­ی زیادی تا ایستگاه راه آهن نداشت. دودکش هیچ دودی بیرون نمی­داد. شنبه بود و کارخانه­ی قهوه،تعطیل. هر چهار شنبه و جمعه، دودکش دودی خاکستری بالا می­آورد که بویش مشمئز کننده بود. دود تنبل انگار تمام روز بالای سر محله آویزان بود ، گویی جزیی احمقانه به سراسر یک فیلم نامه اضافه شده باشد.

ناگهان و بدون هیچ هشداری، همه چیز غمگین شد. مردی که پارچه­ی زرد در دست داشت، پیر، رنگ پریده و غمگین شد. درختان کاج که چشم­انداز خانه­های سفید بودند، پژمرده و ویران به نظر رسیدند. قطارهای منتظر در ایستگاه شبیه تابوت­های موتوری شدند. چند مسافر را دیدم که در ایستگاه ساکت ایستاده بودند و به نظر مدتها بود مرده­اند و کسی تلاش نمی­کرد آنها را دوباره به زندگی برگرداند، و من به آشپزخانه­ برگشتم که خالی بود تا  عمیق  و متفکر در آرامش به رفتارهای گوناگون نسبت به مرگ فکر کنم.



تاریخ خبر : ۲ تير ۱۳۸۹ ۱۶:۵۰
نویسنده : مدیر
زمینه : داستان جهان

ارسال نظر
نام و نام خانوادگي :

آدرس پست الکترونيکي :

آدرس وب سايت :

نظر شما :


 
ادامه مطلب
تهران به روايتِ يادمانده هايش
محمود معتقدي:خوانش« كوك تهران» سروده ي « مهرنوش قربانعلي»، انتشارات آهنگ دیگر،1388

ادامه مطلب
به مناسبت هشتاد و سومین سال تولد سیمین بهبهانی
سيمين بهبهانى، بانوى شعر ايران، ۸۳ ساله شد. سيمين بهبهانى در ۲۸ تيرماه ۱۳۰۶ خورشيدى در خانواده اى شعر پرور چشم به جهان گشود.

ادامه مطلب
اشعار سیمین بهبهانی از نگاه دیگران (به مناسبت سالگرد تولدشاعر)
جواد موسوی خوزستانی-گفتم به توان بی نهایت ــ توان N ام ــ دوست ات دارم. خندید. سیمین بهبهانی می تواند حتی در چنین روزگاری بخندد. در حالی که می دانم دلش پرخون است...»سیمین دانشور

ادامه مطلب
تمام آن‌چه می‌خواهید در‌باره «شاملو» بدانید
علی مسعودنیا: درباره کتاب «آثار‌شناسی توصیفی احمد شاملو» گرد‌آورندگان: مانی پارسا، بهرام معصومی، لیلا سلگی به کوشش: آیدا شاملو ناشر: چشمه شمارگان:1500 نسخه چاپ اول 1388 14000 تومان

ادامه مطلب
بارش مستطیل
اکبر اکسیر:نگاهی به رباعیات ایرج زبردست.

ادامه مطلب
داوری آثار رسیده به مرحله ایانی جایزه شعر نیما ادامه دارد
بیش از 80 درصد از کارهای مربوط به داوری آثار راهیافته به مرحله دوم جایزه انجام شده و در واقع از جمع 5 نفره داوران 4 نفر کار خود را انجام داده‌اند و یک نفر باقی مانده است که او هم به زودی نظر نهایی خود را درباره آثار مربوطه اعلام می‌کند.

ادامه مطلب
کيوان صميمی، بهمن احمدی امويی و مجيد توکلی را در يابيد، بيانيه جمعی از اعضای تحريريه ماهنامه توقيف شده مجله نامه
مجله نامه از مجلات فرهنگی فعال دهه هفتاد و سالهای ابتدائی دهه هشتاد بود، که اکثر علاقهمندان به ادبیات و شعر فارسی صفحات ادبی آن و ویژه نامه شعر این مجله را در خاطر دارند. اعضاء تحریریه این مجله طی بیانیه ای برای آزادی و روشن شدن وضعیت کیوان صمیمی مدیر مسئول و صاحب امتیاز این مجله و بهمن احمدی امويی و مجيد توکلی که در حال حاضر در اعتصاب خشک بسر می برند در خواست مساعدت کرده اند.

ادامه مطلب
بازگشت شمس لنگرودی از بندرگاه شاعران جهان
شمس لنگرودي اخيرا ميهمان ايراني جشنواره‌ي «صداي زنده‌ي شاعران مديترانه» در فرانسه بود كه به تازگي به ايران بازگشته است. اين جشنواره با حضور نزديك به 50 شاعر از كشورهاي اطراف درياي مديترانه، از اسپانيا و ايتاليا گرفته تا پرتغال و عراق برپا شد و در زمان برگزاري، هر روز از ساعت 10 صبح شاهد شعرخواني شاعراني از كشورهاي مختلف بود.

ادامه مطلب
محمد علی سپانلو خبر داد:
چاپ جديدي از ديوان رودكي با بيت‌هاي بازيافته

ادامه مطلب
دهمين سالگرد درگذشت شاملو به دلیل ممانعت نیروی انتظامی برگزار نشد
مراسم یادبود دهمین سالمرگ شاعر ملی احمد شاملو در شرايطي برگزار شد كه از همان ساعات ابتدايي؛ ماموران انتظامي قصد كنترل و جلوگيري از تجمع علاقمندان به اين شاعر را داشته و آنان را دعوت به ترك محل مي‌كردند.

ادامه مطلب
بیانیه جدید کانون نویسندگان ایران به مناسبت دهمین سال مرگ احمد شاملو
شاعري كه عشق مضمون اصلي آثار اوست، سراينده‌ي ستايش‌گرِ عشق به انسان، آزادي و عدالت اجتماعي. شاعري كه هماره ستيز بي‌امان با آزادي‌كُشي،‌ اختناق و سركوب جوهره‌ي كلام اوست، و ساليان خود همه به پاسداري از حرمتِ قلم و بيان سپري كرد.

ادامه مطلب
ویژه‌نامه داستان همشهری منتشر شد
ویژه نامه داستان از گروه مجلات همشهری با سردبیری نفیسه مرشد‌زاده به چاپ رسید.

ادامه مطلب
مهسا محبعلی کارگاه داستان نویسی برگزار می کند
کارگاه داستان‌نویسی مهسا محبعلی نویسنده و منتقد ادبی در فرهنگسرای ارسباران از هفته جاری شروع به کار می‌کند.

ادامه مطلب
نمايش "زندگي×3 " نوشته ياسمينا رضا به روي صحنه مي رود
نمايش "زندگي× 3 " نوشته ياسمينا رضا با ترجمه فتاح محمدی و به كارگرداني محمد حسين ميربابا در تالار محراب به روي صحنه مي رود

ادامه مطلب
سایت تاسیان به صورت چهار زبانه و در ظاهر جدید منتشر شد
شماره جدید تاسیان با سر مقاله بتول عزیزپور و آثاری از شاعران زن ایرانی منتشر شد.

ادامه مطلب
لیست پر فروش های بازار کتاب
در گفت‌وگو با كتاب‌فروش‌ها وقتي از آن‌ها ليست كتاب‌هاي پرفروش را مي‌خواهي، بيش از هرچيز از فروش اندك كتاب و بي‌رونقي بازار آن گله دارند،

ادامه مطلب
شمس: حافظ رفته پیش مولوی!
پوریا سوری-گزارشی از رویداد های فرهنگی تیرماه

نظر شما در خصوص کیفیت مجلات ادبی اینترنتی چیست ؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف